دفاع!

ثبت برای ماندگاری در خاطرات!!!

روز یکشنبه 13 بهمن 1392 ساعت 1 تا 2 دفاع کردم!سه هفته خیلی خیلی خیلی سخت رو پشت سر گذاشتم.سه هفته پر از استرس و کم خوابی!پر از بالا پایین رفتن و در عرض یه هفته آخر یک کیلو و نیم وزن کم کردم فقط!ولی هیششششششششششش نگران نباششش برگشت همششششش!!!

نتیجه خوب بود.خیلی خونسرد بودم موقع دفاع طوریکه همه تعجب کرده بودن!!!خودم حتی!!مامان و خواهری هم دیر رسیدن!سر دفاع نبودن موقع سوالا رسیدن!

بیست شدم ولی مقاله رو هنوز نفرستاده پس اسمم رو زد توی مقاله سارا!!!امیدی ندارم مقاله کار خودمو بفرسته و اما خاطره بدش!!!

قسمت بدش روز دوشنبه عصر بود بعد از بارها و بارها نقد از پایان نامه و دفاعم و اینکه پر از ایراد بود!!!!آخر سر گفتم استاد کجاش رو غلط گفتم؟گفت اسم همه!! ترکیبات رو غلط گفتی!!! گفتم مثلن؟گفت مثلن این!!گفتم اسمش توی مقاله این بود و تازه فهمید که خودش اشتباه میکرده!!!ولی فایده ای نداشت من خوب دلخور شدم ولی مثه همیشه زدم به اون راه!!!و وقتی گفتم مقاله کارم؟مال اون دوتارو فرستادی من چی؟گفت بیا فلان ماده رو بگو پیش فاکتور بفرستن!!! اینجا بود که دیگه از ظرفیت من بیشتر بود!!!!!ترکیدددددددددددم.گفتم و گفتم و گفتم و بغض کردم!!!نمیدونم دیگه چیکار میکنه استاد ولی من همه اونایی که توی دلم بود گفتم!گفتم من از شهریور 91 تا خود بهمن 92 شد یه هفته نیام پشت هم؟شد؟اگه شد کمکاری از من بوده که کارم خوب نبوده!اگه شد شما حق داری هی بشینی انتقاد کنی!!!بقیه کی کارشون تموم شد من کی؟من دیگه خسته ام نمیتونم نمیکشم.نه مقاله میخوام نه دیگه میام.خلاصه که حاضر نیستم تحت هییییییییییییییییییییییییچ شرایطی برم دیگه.مقاله هم نخواستم!!!میخواماااا ولی نه با اصرار به کسی که فقط ماموریتش گند زدن به من و اعصاب منه!میخوام پس میتونم!!!!من هر چی بخوام رو به دست میارم!شک نکن!!!

/ 2 نظر / 10 بازدید
علی

خیلی خبر خوشحال کننده ای بود .. تبریک میگم .. همیشه سرافراز و پاینده باشی ...

تیام

[لبخند]ماازکجابفهمیم دفاعیه ات ازچی بود استادت کی بود اصلاقضیه چیه/بعضی حرفات تودلت مونده